


اگر اشكي از چشم آمد، یعنی به تو اذن دادهاند
آنچه می خوانید بیانات و توصيههاي حکیمانه عارف واصل و فقیه عالیقدرمرحوم
آيتالله بهجت است که در مورد عزاداري و گريه بر امام حسين(ع) ایراد شده
است:
آقاياني كه به شغل مدّاحي اهلبيت مبتلا هستند و به ذكر فضايل و مصائب آن
بزرگواران ميپردازند، بايد بدانند كه در چه موقعيّتي هستند و چه چيزي را
دارند انجام ميدهند و براي چه دارند اين كار را ميكنند.
بايد بدانند همان مودّت ذِيالْقُربي كه در قرآن است پياده ميكنند، خواه
ذكر فضايل اهلبيت (ع) باشد و يا ذكر مصايب آنان، همه اجر رسالت را ادا
كردن، و مردم را بر قرآن تثبيتكردن است؛ زيرا در قرآن آمده است كه إِلا
الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي.
اگر كسي بگويد ما قرآن را ميخواهيم، ولي با اهلبيت كاري نداريم و
حَسْبنُا كِتابُ اللّهِ، ما ميگوييم: آيا همان كتابالله كه در آن «إِلا
الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي» هست، آن را ميگوييد؟ آيا ميشود گفت كاري به
اهلبيت نداريم؟
كتاباللّهي كه در آن ميگويد: «أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ و أَتْمَمْتُ
عَلَيْكُمْ نِعْدر مَتي» آن را ميگويي؟ آيا اين بدون اكمال، بدون ولايت
اهلبيت ميشود؟
آن قرآن را ميگويي كه ميگويد: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ
وَالَّذينَ»؟
بله، اگر در قرآن شما اين آيهها نباشد، ممكن است بگوييد ما قرآن را
ميگيريم و در قرآن ما اينها نيست.
ایام غمبار شهادت مظلومانه و جانسوز ام الائمه ،
حضرت فاطمة الزهراء (س) تسلیت باد

اللهم
العن
اول
ظالم
ظلم
حق
محمد
و
آل
محمد
اللهم العن اباسفیان و معاویه و یزیدبن معاویه علیهم منک اللعنه ابدالابدین ،
اللهم العن هم جمیعا

این کتاب الکترونیکی مجموعه ای از ۲۰۰ داستان زیبا و خواندنی در رابطه با زندگی حضرت زینب سلام الله علیها است که هم اکنون این کتاب الکترونیکی در فرمت جاوا با حجمی بسیار کم آماده شده است که در سایت فقط دانلود برای شما عزیزان برای دانلود قرار داده ایم .
فرمت:jar
حجم:۰٫۲ MB

تباكى
بصيرت
از ويژگي هاى فكرى و عملى ياران سيد الشهدا«ع»در نهضت عاشورا،«بصيرت»وبينش بود.در فرهنگ دينى و متون معارف،از كسانى با عنوان«اهل البصائر»ياد شده است،يعنى صاحبان روشن بينى و بيدار دلى و شناخت عميق نسبت به حق و باطل،امام وحجت الهى،راه و برنامه، دوست و دشمن،مؤمن و منافق.صاحبان بصيرت،چشمدرونشان بيناست،نه تنها چشم سر.با آگاهى،هشيارى و انتخاب گام در راه مى گذارند وعملكرد و موضع گيري هايشان ريشه اعتقادى و مبناى مكتبى و دينى دارد،جهادشان مكتبى و مبارزاتشان مرامى است،نه سودجويانه و دنياپرستانه يا نشات گرفته از تعصبات قومى وجاهلى،يا تحريك شده تبليغات فريبكارانه جناح باطل و سلطه زور.اهل بصيرت،راه خود را روشن و بى ابهام و بحق مى بينند و باطل بودن دشمن را يقين دارند و با تطميع وتهديد،نه خود را مى فروشند و نه دست از عقيده و جهاد برمى دارند.شمشيرها وجهادشان پشتوانه عقيدتى دارد.به فرموده على«ع»:«حملوا بصائرهم على اسيافهم».[1]

اسارت
دستگير كردن،افرادى از لشكر مخالف يا افراد عادى را در جنگ ها بعنوان«اسير»گرفتن و برده ساختن.در جنگ هاى صدر اسلام نيز گروهى از كفار،اسير گرفته مى شدند، يابعضى از مسلمانان به اسارت مشركين در مى آمدند.
آداب زيارت
تشرف به ديدار امام معصوم«ع»چه در حال حيات و چه پس از شهادت و هنگامزيارت قبور ائمه«ع»آدابى دارد كه آن را از ديدارهاى معمولى جدا مىكند.رعايتطهارت،ادب،متانت، توجه،حضور قلب از جمله اين آداب است.[1]
آب
در حادثه كربلا،آب و عطش لازم و ملزوم يكديگرند.كاروان ابا عبد الله،كنار فراتفرود آمد، ليكن سپاه ابن سعد،فرات را به محاصره گرفت و آب را به روى امام حسين«ع»
امشب، غمگین ترین ماه، آسمان دنیا را به تماشا نشسته است.
امشب، بغض های در گلو مانده از غدیر، دسته دسته بر مزار هفتاد و دو ستاره ی روشن، خواهد بارید.
امشب، واپسین نفس های آخرین بازماندهی آل عبا، در فضای مه آلود زمان گم می شود.
امشب، فرشته های سیاه پوش، ترانهی غم سر می دهند و نخل های اندوه، بر سر و سینه می کوبند.
امشب، عاشقانه ترین بزم تاریخ، در بیابانیترین نقطه ی زمین، شکل می گیرد.
امشب، چشم های عشق، تا سحر نخواهد خُفت.
امشب، گوشه گوشه ی کربلا را چراغ های راز و نیاز روشن کرده است.
امشب، خیمه های حسینی پر از شمیم بیداری است و سرشار از شورِ شهادت.
امشب،
شب عاشوراست؛ شبی که هیچ روزی روشن تر از آن را سراغ ندارد؛ پر رمز و
رازترین شب تاریخ؛ شبی که در یک سوی آن قبیله ی شیطان، در پرده های هزار
رنگ گمراهی، بد مستی می کنند و در سوی دیگر، خدایگان عشق و ایثار، در آسمان
رهایی، پر می گیرند.
امشب، همان شب است که حادثه ای سرخ، طلوع فردا را انتظار می کشد؛ حادثه ی عاشورا را؛ غمگین ترین روز آفرینش را.
روزی که هفتاد دو ستاره ی بریده از خاک، به خاک میافتند.
روزی که دست های خدا، در کنار شریعه خواهد رویید.
روزی که تیر بلا، گلوی شش ماهه ی حسین را آواز خون خواهد داد.
روزی که پشت آفتاب، در کنار دست های قلم شده ی تشنه ترین ساقی دنیا، خواهد شکست.
روزی که تیرهای فتنه، به شوق دریدن مشک های حسرت، به پرواز در می آیند.
روزی که در غروب به خون نشسته ی آن، سرِ بهترینِ اهل زمین، بر فراز نیزه ها گل خواهد کرد.
روزی که کاش آسمان، بر زمین آواز می شد.
... و من امشب چقدر دلتنگم! چه حس غریبی برای گریستن دارم؛ با دلی بیتاب، که در سینه ام نمی گنجد.
آخر امشب، شب عاشوراست ...